گردشگري

نصف جهـان از آسمان

نویسنده: صفورا فضل‌اللهی
هنوز چند صباحی از حمله ازبك‌ها به خراسان نگذشته بود كه «مرشد قلی‌خان استاجلو»، سركرده قزلباشان خراسان و حامی شاهزاده نوجوان یعنی«عباس‌میرزا» تصمیم عجیبی گرفت...
هنوز چند صباحی از حمله ازبك‌ها به خراسان نگذشته بود كه «مرشد قلی‌خان استاجلو»، سركرده قزلباشان خراسان و حامی شاهزاده نوجوان یعنی«عباس‌میرزا» تصمیم عجیبی گرفت. حمله ازبك‌ها، بهترین فرصت برای حمله به شاه یعنی «محمد خدابنده» بود تا مرشد و عباس‌میرزا به پایتخت یعنی قزوین بروند. تصمیم مرشد به جرقه‌ای در انبار كاه می‌ماند كه عاقبتش به جنگ سختی موكول شد كه میان دو سركرده یعنی «مرشد قلی‌خان» و «علی‌قلی‌خان» درگرفت. مردان و اسبان جنگی بسیاری در خون غلتیدند، زاری‌ها و ناله‌های فراوانی به آسمان رفت تا عاقبت، مرشد پیروز شد. بدین‌ترتیب عباس‌میرزا در آرامش و بدون خونریزی وارد قزوین و دولتخانه مباركه شد و كار را برای همیشه تمام كرد، او شاه نوجوانی بود كه سودای امپراتوری در سر داشت و پس از فرو نشاندن آتش دشمنی‌ها، وقتش بود تا تصمیم مهمی بگیرد و پایتختش را از قزوین به شهر دیگری منتقل كند. شاید اگر كس دیگری به جای «شاه‌ عباس» بود؛ «اصفهان» كه در چندین برهه تاریخی، پایتخت و مركز حكومت بود، دوباره به پایتختی برگزیده نمی‌شد، اما جسارت و از سوی دیگر كیاست شاه باعث چنین تصمیمی شد و پایتخت صفویه از قزوین به شهر اصفهان منتقل و مراحل و اسباب امپراتوری صفوی، یكی پس از دیگری مهیا شدند. این دوران كه موسوم به «دوره اصفهان» و شامل مقطعی 125 ساله می‌شود از سال 1006 ه.ق (979 خورشیدی) یعنی سالی كه «شاه عباس»، اصفهان را به پایتختی انتخاب كرد تا سال 1135ه.ق (1101 خورشیدی) یعنی تصرف شهر اصفهان به دست افاغنه را در بر می‌گیرد. دستاوردهای این دوران عمدتا، فقط دستاورد یك تن به شمار می‌رود: مردی تیزهوش و كاردان به نام «شاه عباس اول» كه آرزویش ساخت آثار بی‌همتایی بود كه تا یك‌سده پس از مرگش نیز فتور و خللی به آن‌ها راه نیافت، اما جانشینان شاه، آرزوی او را بر باد دادند؛ سستی و ركودشان، شهر را به خرابی و سقوط كشاند و ضربه كاری را مهاجمان بر كالبد شهر وارد و آن را غارت كردند.
عكس: آریا جعفری



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code