سرمقاله

صلح و زلزله

نویسنده: رضا مختاری
ماه پیش گوشه‌ای از ایران لرزید و تمام ایران، برای تسکین این درد همدل و همراه شد. برای همه، ضرورت یاریگری مسلم بود و اگر کسی دغدغه‌ای داشت، این بود که چطور یاری کند...
ماه پیش گوشه‌ای از ایران لرزید و تمام ایران، برای تسکین این درد همدل و همراه شد. برای همه، ضرورت یاریگری مسلم بود و اگر کسی دغدغه‌ای داشت، این بود که چطور یاری کند. در این اتفاق رازی هست؛ ایران سرمایه‌ای بزرگ دارد؛ سرمایه‌ای ناملموس که ریشه در تمدن و زیستی دیرپا دارد، سرمایه‌ای که هست و به چشم ممکن است نیاید. این سرمایه، ریشه در رحم و همدلی دارد. هر ملتی نمی‌تواند به آسانی دل‌رحم و با همنوع خود همدل باشد. قطعا و بی‌شک این رفتار ریشه در میراثی دارد که نسل به نسل منتقل شده و همچنان چراغش در دل ایرانیان روشن است، اما این میراث زنده و گرانبها، چیزهای دیگری را نیز به یاد ما می‌آورد؛ حفظ و صیانت از میراث فرهنگی و محیط‌زیست این سرزمین نیز به مدد این سرمایه گرانبها میسر است و تنها، هدایت این احساس همدلی و یاریگری را می‌طلبد. حتی در حوزه گردشگری نیز توجه به این سرمایه، چشمان‌مان را بازتر می‌کند. شاید توجه همه در ظرفیت‌های گردشگری یک کشور به بناهای تاریخی و مناظر طبیعی یا فضاهای تفریحی باشد، اما اوضاع امروز جهان نشان می‌دهد که امنیت‌خاطر گردشگران از رفتار جامعه میزبان، سرمایه بسیار گرانبهایی است. میزبانانی که رفتارشان صلح‌آمیز باشد و در معنایی عام‌تر دل‌رحم باشند، قطعا رفتارشان آرامش‌خاطر برای گردشگران به وجود می‌آورد؛ این، از آن سرمایه‌هاست که باید در وجود هر ملتی باشد و به ضرب و زور نمی‌توان آن را پدید آورد. سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی این سرزمین بی‌شمار است و البته فقط رخدادهای تلخ و دردآور نباید ما را به صرافت این میراث و سرمایه‌های ملی بیندازد.
               



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code