روز اشغـال

نویسنده: نفیسه واعظ (استادیار گروه روابط بین‌الملل)
وقتی روز 12 شهریور 1318 خبر حمله آلمان به لهستان، به گوش خانواده سلطنتی ایران رسید، هنوز آن‌ها درک درستی از حوادث ناگوار آینده ایران نداشتند...
وقتی روز 12 شهریور 1318 خبر حمله آلمان به لهستان، به گوش خانواده سلطنتی ایران رسید، هنوز آن‌ها درک درستی از حوادث ناگوار آینده ایران نداشتند. ایران در سودای آن بود که با اعلام بی‌طرفی، خود را از خطر  جنگ برهاند، آرزویی که در سوم شهریور 1320 و با ورود ارتش نیروهای متفقین به ایران ناکام ماند. با اشغال ایران در سومین روز شهریور، نیروهای متفقین از شمال و جنوب وارد ایران شدند و آن را اشغال کردند. دومین روز اشغال، باردار اتفاق‌های ناگوارتری برای ایران بود؛ در این روز برای نخستین‌بار، آسمان شهر تهران با هجوم هواپیماهای متفقین تیره شد و آن‌ها تهران را بمباران کردند. غرش هواپیماها، خنده کودکان بازیگوشی را که برای دست تکان دادن و تماشای این پرنده آهنین از خانه‌هایشان بیرون آمده بودند، برای همیشه خاموش کرد. کم‌کم آسمان صاف و آرام سایر شهرهای ایران نیز با صدای غرش سهمگین توپ‌های ضدهوایی درهم تنیده شد، دیگر آنچه به گوش می‌رسید جیغ و فریاد بود و بس. طولی نکشید که وحشت غیرقابل تصوری بر شهرها حکمفرما شد و سکوت و دهشت برای مدت‌ها مهمان ایران شدند. هنوز چند روزی از ورود متفقین به ایران نگذشته بود که خانواده سلطنتی سراسیمه راهی اصفهان شدند تا از چتر امنیتی این شهر مرکزی بهره برده و در امان بمانند. اما چه شد که متفقین، با وجود اعلام بی‌طرفی ایران به این کشور حمله و آن را اشغال کردند؟

خواب خرگوشی شاه
وقتی در سحرگاهان روز سوم شهریور 1320، قاصدی از سوی سفرای شوروی و انگلستان به در خانه نخست‌وزیر وقت یعنی «علی منصور» رفت، فرصت تعویض پیژامه‌ هم به نخست‌وزیر داده نشد و کاغذی با شتاب در دستان منصور گذاشته شد. پیک شوم‌، حامل خبر ناگواری بود و بنا به خبری که در کاغذ درج شده بود، دولت وقت باید سریعا تسلیم می‌شد...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code