سرمقاله

اژدها بیدار می‌شود

نویسنده: رضا مختاری
«وقتی غبار، دکل‌های فشار قوی را از کار انداخت، ما 48 ساعت برق نداشتیم. ابتدا به تاریکی عادت کرده، شمع روشن کردیم و بعد کم‌کم شارژ موبایل‌هایمان تمام شد...
«وقتی غبار، دکل‌های فشار قوی را از کار انداخت، ما 48 ساعت برق نداشتیم. ابتدا به تاریکی عادت کرده، شمع روشن کردیم و بعد کم‌کم شارژ موبایل‌هایمان تمام شد. آب در لوله‌ها نبود و البته وقتی هم بود، قابل خوردن نبود. نه تماسی بود، نه نوری و نه آبی.» این گوشه‌ای از تجربه‌ای است که هموطنان اهوازی ما در این چند سال به واسطه تغییرات اقلیمی از سر گذرانده‌اند. حقیقت این است که تعادل اقلیمی، همچون زندان بزرگی است که اژدهای خفته‌ای را به بند کشیده است و هرجا قدرت این مهارگر حیات‌بخش تحلیل برود، اژدها بیدار می‌شود؛ غول بی‌شاخ و دمی که بیداریش نه تنها جغرافیای ایران را تغییر می‌دهد و بحران‌های اجتماعی را دامن می‌زند، بلکه میراث تاریخی ما را نیز به طرفه‌العینی محو می‌كند. شاهد این ادعا ترک خوردن آثار باستانی ایران به واسطه استفاده نادرست از منابع زیرزمینی است. تخلیه این منابع، خاک را بی‌ثبات می‌کند و آنچه به تقریب 3000 سال و از گزند باد و باران در امان مانده است، از خنج و خنجر اژدهای بی‌آبی چنان فرو می‌ریزد که کاخ نظم فردوسی نیز از روایت آن ناتوان است. حالا ما چه کنیم؟ کشاورزی را تعطیل کنیم؟ کمتر مصرف کنیم؟ به فکر مهاجرت به نقاط پرآب ایران در 30 سال آینده باشیم؟ قطعا راه‌حل این معضل، به این سادگی‌ها نیست و مانند دیگر مسائل، بررسی همه‌جانبه و نگاه غیرخطی و روش حل معادلات چند مجهولی را می‌طلبد، اما گاهی، راه‌حل‌ها در جیب ما هستند و ما جیب‌مان را خوب نمی‌گردیم. چرا به گردشگری به عنوان اقتصاد جایگزین کشاورزی نگاه نکنیم؟ چرا به نقش فضای مجازی در احیای اقتصاد محلی و رفتن به سوی کشت جایگزین فکر نکنیم؟ و اصلا چرا در بحر مواج بی‌آبی، به کشتی سرزمین‌مان فکر نکنیم و دست از منفعت‌طلبی شخصی برنداریم؟ هیچ مسئله‌ای بدون راه‌حل نیست، اگر دانش و همت و دلبستگی همراه‌مان باشد.                 



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code